X
تبلیغات
نماشا
رایتل

نامه ای از یک هموطن  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1392 در ساعت 12:59
 یکی از خوانندگان خوب، اظهار محبت نموده اند و برای ما نامه ای پر از مهر ارسال کرده اند، با تشکر و احترام به این خواننده محترمه و همه خوانندگان عزیز که مارا را مورد مهر خود قرار می دهند و با توجه به اینکه تجربیات این هموطن که ساکن استرالیا هستند، بسیار جالب توجه است، لذا بدون هیچ دخل و تصرفی، نامه ی این هموطن گرامی را ذیلاً برای استحضار شما عزیزان منتشر می نمائیم : 
با سلام مجدد. من چند دقیقه پیش یک سوال در مورد بیماری خود برای شما فرستادم اما به علت اینکه تازه وبلاگ شما را یافته ام مطالب مختلف آن را مرور میکنم ...و به این مطلب برخوردم در مورد " خروس صدا و سیما به چی نوک میزند" و مطلبی که در رابطه با این سریال نگاشته شده بود که من نیز میخواستم که مطلبی را که سالهاست در همین رابطه یعنی طب سنتی و طب مدرن در دل دارم بیان کنم و تجربیات خود را در این مورد با شما در میان بگذارم که امیدارم برایتان خسته کننده نباشد.
اینجانب زن 46 ساله ای هستم که حدود 18 سال است در استرالیا زندگی میکنم. وقتی به کشور مهاجرت کردم هم جوان بودم و هم اصلا به مسائل پیرامون سلامتی و غیره بی توجه و به اصطلاح فردی بودم که طب مدرن را بزرگترین و مهمترین پیدایش در زندگی بشر میدانستم و بدیهی است که به آن نهایت اعتماد را داشتم بطوری که فکر میکردم اینها برای هر مرضی درمان کامل و شفای عاجل دارند!
بهرحال زمانه خواست به من خلاف این را ثابت کند یا بهتر بگویم غذاها و فراورده های غذایی آماده و بسته بندی شده و زینت داده شده از قبیل فراورده های گوشتی که بعدها فهمیم چقدر آلوده به انواع هورمونها, آنتی بیوتیکها و و و هستند و نیز حتی سبزیجات و میوه جات این کشور توسعه یافته و مدرن که به صورت پرورشی و غیر طبیعی پرورش پیدا میکنند آلوده به انواع سمهای شیمیایی هستند که قبل از رسیدن به دست مشتری ماهها در سردخانه ها نگهداری میشوند و اصولا بصورت کال و نارس هستند که روی آن قشری از مواد نگهدارنده (وکس) برای جلوگیری از لکه دار شدن آنها به آنها میزنند. خلاصه مصرف این نوع مواد غذایی پرورش یافته توسط امکانات و تجهیزات پیشرفته و مکانیکی باعث شد که به مرض کولیت روده ( ) دچار شوم که حدود 8 سال به آن مبتلا هستم. برای درمان این بیماری به پزشکان متعدد رجوع کردم همه گفتند که نه علت این بیماری هرگز یافت شده و نه درمان آن موجود میباشد...فقط باید آن را با دارو تحت کنترل قرار داد و بس! مدتها از این بیمارستان به آن بیمارستان تحت مداوا قرار گرفتم ولی روز به روز بدتر میشدم..آنها میگفتند هیچ نوع رژیم غذایی هم به این بیماری کمک نمیکند! حتی شکر و شکلات و نان سفید تاثیری در بدتر شدن آن ندارد! چند بار نیز به تزریق خون نیاز پیدا کردم که بدنم نیز واکنش نشان میداد. دیگر تقریبا از زنده ماندن هم نا امید شده بودم ..آنها میگفتند این داروها روی بدن تو کار نمیکند لذا باید کولون را بطور کامل قطع کنیم! که من قبول نکردم. پس از آن به بیماریهای دیگر مثل کم خونی و اگزما شدید نیز دچار شدم که هر بار که به پزشک طب مدرن رجوع کردم پس از تجویزانواع کرمهای کورتیزون که حالم را بدتر میکرد میگفتند این بیماری نیز درمانی ندارد! شنوایی گوشهایم نیز به مرور کم شد و باز میگفتند درمانی ندارد......مادرم به دیابت مبتلا شد و بطور کامل و مرتب داروهایشان را مصرف کرد ولی هم به بیماری قند و هم بیماریهای متعدد دیگر مبتلا شد!
من هنوز کماکان از بیماری خود رنج میبرم ولی هنوز زنده هستم بدون اینکه روده ام قطع شده باشد و مثل بقیه میتوانم زندگی تقریبا نورمال داشته باشم که این را مدیون طب سنتی خودمان میدانم که به من زندگی دوباره داد, چون بعد از آینکه در بیمارستان آنها به من گفتند که اگر به قطع روده رضایت ندهم زنده نخواهم ماند...دیگر از آنها نا امید شدم و پس از مرخص شدن از بیمارستان پس از مدتها تحقیق و خواندن مطالب پیرامون طب سنتی خرید کتابهای استاد خدادای و جستجوی فراوان در نت و تماس با برخی از پزشکان طب سنتی توانستم تا حد زیادی به زندگی نورمال برگردم و بیماری را تحت کنترل قرار دهم بدون آنکه هنوز از نزدیک به آنها رجوع کرده و تحت مداوای جدی قرار گرفته شده باشم. قصد من این است که بزودی انشاء الله به ایران سفر کنم و به یک طبیب حاذق سنتی رجوع کنم که مطمئا هستم اگر درمان دردم را نیابد حداقل گیاهان دارویی او مرا از پای در نخواهد آورد. خیلی دلم میخواست که میتواستم این حرفها را به آن افرادی که این طب را به مسخره و شوخی میگیرند بزنم. و این قضیه که کسی به این طب اهانتی کند گاهی مرا مورد رنج قرار میدهد..هر چند میدانم همه اینها از نادانی است و همین آزردگی مرا بر این وا داشت که این نامه را بنویسم. از شما نیز نهایت تشکر را دارم که برای احیاء این طب تلاش میکنید...و من همیشه از علاقه مندان این طب و افرادی که برای پابرجایی آن تلاش میکنند خواهم بود.
یا حق